تقدم
#۵۹٬۱۵۶
priorship
تقدم، حق تقدم، اولویت
Lead
[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک
lead
[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک
primacy
برترى، تقدم
priority
اولویت، حق تقدم، برترى
precedence
(precedency =) ـ پیشى، اولویت، حق تقدم، امتیاز، سابقه، تقدم، برترى
precession
پیشروى، سبقت، تقدم، تغییر جهت محور جسم گردند (مثل فرفره)، انحراف مسیر
preference
برترى، رجحان، ترفیع، مزیت، اولویت، تقدم، صلیقه
antecedence
پیشى، پیشروى، تقدم، سبقت
preemimence
تفوق، تقدم، برترى
superiority
برترى، بزرگترى، ارشدیت، تفوق