فرهنگ آریان‌پور

تقبل‌ کردن

#۵۹٬۱۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

assume

فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن

۲

undertake

(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن

۳

tempt

اغوا کردن، فریفتن، دچار وسوسه کردن

۴

engage

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن

۵

shoulder

شانه، دوش، کتف، هر چیزى شبیه شانه، جناح، با شانه زور دادن، هل دادن