فرهنگ آریانپور
تقاطع
#۵۹٬۱۲۱
decussation
تقاطع، شکل (ضربدر)
intersection
تقاطع، چهار راه، اشتراک
meet
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى
chiasma
(کالبد شکافى) تقاطع، ضربدر بصرى، (بافت شناسى) آمیزش از میان یا از پهنا (مثلا در کروموسوم ها)
decussate
چلیپاوار قطع کردن، تقاطع، یکى در میان یا به شکل " ضرب در " بودن، یکى در میان
cloverleaf
چهار راه اتوبان، برگ شبدر