تفوق
#۵۹٬۰۴۵
preemimence
تفوق، تقدم، برترى
headship
ریاست، پیشوایى، بزرگى، برترى، تفوق، رهبرى
hegemony
برترى، تفوق، استیلا، تسلط، پیشوایى، اولویت
advantage
فایده، صرفه، سود، برترى، بهترى، مزیت، تفوق مزیت دادن، سودمند بودن، مفید بودن
influence
نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن
supremacy
برترى، تفوق، بلندى، افراشتگى، رفت
ascendancy
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
ascendency
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
domination
سلطه، تسلط، غلبه، استیلا، تفوق، تحکم، چیرگى
excellence
شگرفى، مزیت، برترى، خوبى، تفوق، رجحان، فضیلت
preminence
(predominance , predominancy =) ـ برترى، علو، رجحان، تفوق
prevalence
شیوع، پخش، نفوذ، تفوق، درجه شیوع، رواج
paramountcy
برترى، تفوق
superiority
برترى، بزرگترى، ارشدیت، تفوق
predominance
(preminence , predominancy =) ـ برترى، علو، رجحان، تفوق
predominancy
(preminence , predominance =) ـ برترى، علو، رجحان، تفوق
transcendence
برترى، تفوق، وراروى