فرهنگ آریان‌پور

تفکیک

#۵۸٬۹۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

breakdown

تفکیک، از کار افتادگى

۲

secernment

تفکیک، تمیز

۳

demodulation

تفکیک، پیاده کردن، (در رادیو) کشف رمز، کشف، تحمیل زدایى

۴

parting

پاره، بخش، خرد، جزء مرکب چیزى، جزء مساوى، عنصر اصلى، عضو، نقطه، مکان، اسباب یدکى اتومبیل، مقسوم، تفکیک کردن، تفکیک شدن، جدا شدن، جدا کردن، نقش بازگیر، برخه، جزء، قطعه، جداشدن part

۵

segregate

جدا، سوا، تک، جدا سازى، تفکیک، جدا کردن، تبعیض نژادى قائل شدن

۶

severance

جدا سازى، تفکیک، جدایى، مجزایى، تجزیه

۷

denotation

تشخیص، تفکیک، علامت تفکیک، معنى و مفهوم

۸

detachment

دسته، قسمت، جداسازى، تفکیک، کناره گیرى

۹

separation

جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال

۱۰

separatism

جدا گرایى، جدا سازى، تفکیک، تجزیه طلبى، کناره گیرى

۱۱

disjunction

جدایى، تفکیک، انفصال، فصل

۱۲

segregation

جدایى، افتراق، تفکیک، تبعیض نژادى

۱۳

dissociation

جدایى، افتراق، تجزیه، تفکیک، گسستگى

۱۴

divorce

طلاق، جدایى، (مجازى) فسخ