فرهنگ آریان‌پور

تفکر کردن

#۵۸٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

meditate

تفکر کردن، اندیشه کردن، قصد کردن، تدبیر کردن، سربجیب تفکر فرو بردن، عبادت کردن

۲

contemplate

تفکر کردن، درنظر داشتن، اندیشیدن

۳

chew

جویدن، خاییدن، تفکر کردن

۴

muse

اندیشه کردن، تفکر کردن، در بحر فکر فرو رفتن، تعجب کردن، در شگفت ماندن، شگفت، (با حرف بزرگ) الهه شعر و موسیقى

۵

ponder

سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، تفکر کردن، سنجش

۶

imagine

تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن

۷

consider

رسیدگى کردن (به)، ملاحظه کردن، تفکر کردن

۸

speculate

اندیشیدن، تفکر کردن، معاملات قمارى کردن، احتکار کردن، سفته بازى کردن

۹

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن

۱۰

reflect

بازتاب دادن یا یافتن، منعکس کردن، برگرداندن، فکر کردن، منتج شدن به، بازتابیدن، تامل کردن

۱۱

cogitate

اندیشه کردن، درعالم فکر فرورفتن