فرهنگ آریانپور
تفکر کردن
#۵۸٬۹۴۸
meditate
تفکر کردن، اندیشه کردن، قصد کردن، تدبیر کردن، سربجیب تفکر فرو بردن، عبادت کردن
contemplate
تفکر کردن، درنظر داشتن، اندیشیدن
chew
جویدن، خاییدن، تفکر کردن
muse
اندیشه کردن، تفکر کردن، در بحر فکر فرو رفتن، تعجب کردن، در شگفت ماندن، شگفت، (با حرف بزرگ) الهه شعر و موسیقى
ponder
سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، تفکر کردن، سنجش
imagine
تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن
consider
رسیدگى کردن (به)، ملاحظه کردن، تفکر کردن
speculate
اندیشیدن، تفکر کردن، معاملات قمارى کردن، احتکار کردن، سفته بازى کردن
think
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن
reflect
بازتاب دادن یا یافتن، منعکس کردن، برگرداندن، فکر کردن، منتج شدن به، بازتابیدن، تامل کردن
cogitate
اندیشه کردن، درعالم فکر فرورفتن