فرهنگ آریان‌پور

تفکر

#۵۸٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

contemplation

تفکر، تامل، غور، تعمق

۲

self contemplation

تفکر، تعقل در نفس خود، خود اندیشى

۳

cud

نشخوار، تنباکوى جویدنى، تفکر، تعمق

۴

dump

زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن

۵

reflexion

(reflection =) ـ انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۶

meditation

عبادت، تفکر، اندیشه، تعمق

۷

reflection

(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۸

cerebration

به کار بردن مغز، تفکر

۹

recollection

تجدید خاطره، تفکر، بخاطر آوردن

۱۰

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think

۱۱

thinking

فکر کننده، با شعور

۱۲

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات ruminnation