فرهنگ آریانپور
تفکر
#۵۸٬۹۳۸
contemplation
تفکر، تامل، غور، تعمق
self contemplation
تفکر، تعقل در نفس خود، خود اندیشى
cud
نشخوار، تنباکوى جویدنى، تفکر، تعمق
dump
زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن
reflexion
(reflection =) ـ انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک
meditation
عبادت، تفکر، اندیشه، تعمق
reflection
(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک
cerebration
به کار بردن مغز، تفکر
recollection
تجدید خاطره، تفکر، بخاطر آوردن
thought
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think
thinking
فکر کننده، با شعور
consideration
ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات ruminnation