فرهنگ آریان‌پور

تفصیل

#۵۸٬۹۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gloss

نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر

۲

detail

جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن

۳

auxesis

(زیست شناسى) رشد توام با عدم تقسیم یاخته، تفصیل، بسط، تقویت، افزایش، مبالغه

۴

circumstance

چگونگى، شرح، تفصیل، رویداد، امر، پیشامد، (در جمع) شرایط محیط، اهمیت

۵

exposition

شرح، بیان، تفسیر، عرضه، نمایشگاه