فرهنگ آریانپور
تفصیل
#۵۸٬۹۲۸
gloss
نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر
detail
جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن
auxesis
(زیست شناسى) رشد توام با عدم تقسیم یاخته، تفصیل، بسط، تقویت، افزایش، مبالغه
circumstance
چگونگى، شرح، تفصیل، رویداد، امر، پیشامد، (در جمع) شرایط محیط، اهمیت
exposition
شرح، بیان، تفسیر، عرضه، نمایشگاه