تفسیر
#۵۸٬۸۹۳
commentary
تفسیر، سفرنگ، تقریظ، رشته یادداشت، (در جمع) گزارش رویداد
paraphrase
تفسیر، تاویل، ربط، ترجمه آزاد، توضیح، نقل بیان، ترجمه و تفسیر کردن
gloss
نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر
comment
توضیح، تفسیر، تعبیر، تفسیر نوشتن، تعبیر کردن
margent
حاشیه، کناره، لبه، حاشیه کتاب، تفسیر
version
شرح ویژه، ترجمه، تفسیر، نسخه، متن
exegesis
(حقوق) تفسیر، تفسیرمتون مذهبى از لحاظ ادبى و فقهى و شرعى و قضایى
rendition
تسلیم، بازگردانى، پرداخت، تحویل، ترجمه، تفسیر
annotation
حاشیه نویسى، یادداشت (در حاشیه)، تفسیر
exposition
شرح، بیان، تفسیر، عرضه، نمایشگاه
explanation
توضیح، تعریف، بیان، شرح، تعبیر، تفسیر
translation
ترجمه، برگردان، پچواک، تفسیر، انقال، حرکت انتقالى
interpretation
شرح، بیان، تفسیر، تعبیر، ترجمه، مفاد
reading
(past: read ; past participle: read) ـ قرائت کردن، خواندن، تعبیر کردن، باز خواندن read
rendering
تحویل دادن، تسلیم داشتن، دادن، منتقل کردن، ارائه دادن، ترجمه کردن، درآوردن
construction
ساختمان، عمارت، ساخت