فرهنگ آریانپور
تفحص کردن
#۵۸٬۸۲۵
dive
(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور
hunt
شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر
probe
کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، جستجو، کاوش، تحقیق، نیشتر، رسیدگى، اکتشاف جدید، غور و بررسى کردن