فرهنگ آریان‌پور

تفحص کردن

#۵۸٬۸۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dive

(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور

۲

hunt

شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر

۳

probe

کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، جستجو، کاوش، تحقیق، نیشتر، رسیدگى، اکتشاف جدید، غور و بررسى کردن