فرهنگ آریان‌پور

تفاله

#۵۸٬۷۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

scum

تفاله، پس مانده، کف، طبقه وازده اجتماع، درده گرفتن

۲

slag

تفاله، کف، چرک، درده، خاکستر، گداز آتشفشانى، فلز نیم سوخته، مزخرف، آشغال، تفاله گرفتن از

۳

bagasse

تفاله، تفاله نیشکر

۴

crap

دیلار، گندم سیاه، تلخه، تفاله، چرند، نوعى قمار، به دار زدن، قماربازى کردن

۵

raff

خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل

۶

ross

پوست درخت، (مجازى) خاکروبه، تفاله، پوست کندن

۷

slop

هر نوع لباس گشاد رویى، روپوش کتانى پزشکان و امثال آن، شلوار گشاد، لجن، باتلاق، مشروب رقیق و بى مزه، غذاى رقیق و بى مزه، پساب آشپزخانه و امثال آن، تفاله، آدم بى بند و بار، آدم کثیف، لبریز شدن، آشغال خورى

۸

dross

کف روى سطح فلزات مذاب، مواد خارجى، تفاله

۹

grout

آرد خشن، ملاط رقیق، دوغاب، تفاله، (در جمع) بلغور، قطعات کوچک و نامنظم سنگ، دوغاب (بین آجرها) ریختن

۱۰

refuse

سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره

۱۱

residue

پس مانده، تفاله مانده، قسمت باقى مانده، فاضل، زیادتى، ته نشین، مانده، باقیمانده، پس ماند، آزاد

۱۲

residuum

تفاضل، باقیمانده، پسمانده، رسوب، تفاله

۱۳

dregs

درد (dord)، باقى مانده، چیز پست و بى ارزش

۱۴

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۱۵

residual

رسوبى، وابسته به رسوب یا باقیمانده، پس مانده، ته نشین، باقیمانده

۱۶

residuary

وارث طبقه دوم، موصى له، باقى مانده، رسوبى