فرهنگ آریانپور
تف
#۵۸٬۷۲۵
sputum
تف، بزاق، خلط سینه
fie
اف، تف، واى، آه
spit
(past: spat, spit ; past participle: spat, spit) ـ سیخ کباب، شمشیر، دشنه، به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، تف انداختن، آب دهان پرتاب کردن، تف، آب دهان، خدو، بزاق، (مثل تف) بیرون پراندن
spittle
مایع مترشحه از غدد بزاقى، تف، آب دهان
heat
گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن heat pyro
vapor
(vapour =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن