فرهنگ آریان‌پور

تف

#۵۸٬۷۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sputum

تف، بزاق، خلط سینه

۲

fie

اف، تف، واى، آه

۳

spit

(past: spat, spit ; past participle: spat, spit) ـ سیخ کباب، شمشیر، دشنه، به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، تف انداختن، آب دهان پرتاب کردن، تف، آب دهان، خدو، بزاق، (مثل تف) بیرون پراندن

۴

spittle

مایع مترشحه از غدد بزاقى، تف، آب دهان

۵

heat

گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن heat pyro

۶

vapor

(vapour =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن