فرهنگ آریان‌پور

تغییر مسیر دادن

#۵۸٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن shift reroute

۲

put about

(در مورد کشتى) تغییر مسیر دادن، تغییر جهت دادن، برگشتن، پریشان شدن

۳

come around

بازگشت کردن به، تغییر مسیر دادن (مثل باد)