فرهنگ آریان‌پور

تغییر کننده

#۵۸٬۶۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

shifting

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن shift