فرهنگ آریان‌پور

تغییر

#۵۸٬۵۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

variation

تغییر، اختلاف، دگرگونى، ناپایدارى، بى ثباتى، تغییرپذیرى، وابسته به تغییر و دگرگونى

۲

metamorphosis

تغییر شکل، دگرگونى، دگردیسى

۳

lour

اخم، عبوس، ترشرویى، هواى گرفته و ابرى، اخم کردن، (lower) تیره شدن، تغییر، گرفته شدن

۴

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن واژه هاى شامل

۵

change

عوض کردن، عوض شدن، تغییر، پول خرد، دگرگون کردن یاشدن، دگرگونى، مبادله، تغییردادن، معاوضه کردن، خرد کردن (پول)، تغییر کردن

۶

mutation

جهش، تغییر، دگرگونى، تحول، طغیان، انقلاب، شورش، تغییر ناگهانى

۷

vexation

آزردگى، رنجش، آزار، تغییر، حالت تحریک

۸

alteration

دگرگونى، تغییر، تبدیل، دگرش

۹

conversion

تبدیل، تغییر، تسعیر، تغییر کیش

۱۰

innovation

بدعت، ابداع، تغییر، چیز تازه، نو آورى

۱۱

transition

انتقال، عبور، تغییر از یک حالت بحالت دیگر، مرحله تغییر، برزخ، انتقالى، گذار، تحول

۱۲

commutation

تبدیل، تغییر، (حقوق) تخفیف جرم

۱۳

fluctuation

ترقى و تنزیل، نوسان، تغییر

۱۴

vicissitude

تحول، دگرگونى، تغییر، فراز و نشیب زندگى

۱۵

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن

۱۶

switch

گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض

۱۷

gradation

درجه بندى، سلسله، درجه، تدریج، (در هنرهاى زیبا) انتقال تدریجى، ارتقاء