فرهنگ آریانپور
تغذیه کردن
#۵۸٬۵۲۷
feed
(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه
nourish
قوت دادن، غذا دادن، خوراک دادن، تغذیه
nurture
پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بار آوردن بچه، پروردن