تغار
#۵۸٬۵۰۵
tub
تغار چوبى، تغار رخت شویى، طشت، وان، حمام فرنگى، هر چیزى به شکل تغاهر، شستشو کردن، شسته شدن
kier
تغار، یا پاتیل مخصوص جوشاندن پارچه و سفید کردن آن، درپاتیل و جوشانیدن
bin
صندوقچه، آخورک، گردران، جازغالى، صندوق، لاوک، تغار، آخور، انبارک
kit
بسته لوازم، بچه گربه، بچه جانوران، بچه زائیدن (گربه)، تغار، سطل، توشه سرباز، اسباب کار، بنه سفر
pan
ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "
Pan
ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "
laver
سنگاب، تغار، لگن، آب انبار، حوضچه
trough
آبشخور، سنگاب، تغار
vat
خم، خمره، در خمره نهادن