فرهنگ آریانپور
از اغاز گفتن - دوباره -
#۵٬۸۴۹
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
retell
(past: retold ; past participle: retold) ـ از ابتدا بازگو کردن، دوباره از آغاز گفتن
straiten
تنگ کردن، باریک کردن، درتنگى و مضیقه گذاردن، زور آوردن، محدود کردن