فرهنگ آریان‌پور

از اغاز گفتن - دوباره -

#۵٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۲

retell

(past: retold ; past participle: retold) ـ از ابتدا بازگو کردن، دوباره از آغاز گفتن

۳

straiten

تنگ کردن، باریک کردن، درتنگى و مضیقه گذاردن، زور آوردن، محدود کردن