فرهنگ آریان‌پور

تعیین‌ کردن (2)

#۵۸٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

shape

شکل، صورت، قواره، ریخت، اندام، تجسم، شکل دادن به، سرشتن، شکل دادن