تعویض
#۵۸٬۴۰۹
shift
تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن
refill
یدکى، تعویض، دوباره پر کردن
switch
گزینه، راه گزین، راه گزیدن، ترکه، چوب زدن، سویچ برق، سویچ زدن، جریان را عوض کردن، تعویض
substitute
جانشین، بدل، جانشین کردن، عوض، تعویض، تعویض کردن، جابجا کردن
switchover
دگرگزینى، تعویض
adjournment
تعطیل موقتى، برخاست، تعویض، احاله به وقت دیگر
replacement
جایگزینى، تعویض، جایگزن
substituent
عوض، تعویض، قابل تعویض، توکیلى
substitution
جانشینى، جانشانى، (substitutionary) تعویض، على البدلى، کفالت
substitutionary
(substitution =) ـ تعویض، جانشینى، على البدلى، کفالت
turn over
غلتاندن، وارونه کردن، برگرداندن (خاک)، تعمق کردن، مرور کردن، ورق زدن، برگشتگى، واژگون شدگى، سرمایه، عایدى فعالیت، عملکرد، محصول، بازده، انتقال، برگردان، تعویض
quid pro quo
(لاتین) درعوض، به جاى، عوض، جبران، تعویض
change
عوض کردن، عوض شدن، تغییر، پول خرد، دگرگون کردن یاشدن، دگرگونى، مبادله، تغییردادن، معاوضه کردن، خرد کردن (پول)، تغییر کردن
relief
آسودگى، راحتى، فراغت، آزادى، اعانه، کمک، امداد، رفع نگرانى، تسکین، حجارى برجسته، خط بر جسته، بر جسته کارى، تشفى، ترمیم، آسایش خاطر، گره گشایى، جبران، جانشین، تسکینى
alteration
دگرگونى، تغییر، تبدیل، دگرش