تعهد
#۵۸٬۳۸۳
assumpsit
تعهد، تقبل، مقاطعه کارى، فرض، خودبینى، تقبل دیون دیگرى، (حقوق) ادعاى خسارت
onus
بار، تعهد، مسئولیت
mandate
وکالت نامه، قیمومت، حکم، فرمان، تعهد، اختیار
warranty
پابندان، گارانتى، ضمانت، امر مورد تعهد یا تضمین، تضمین، تعهد bonds
assurance
پشتگرمى، اطمینان، دلگرمى، خاطرجمعى، گستاخى، بیمه (مخصوصاً بیمه عمر)، تعهد، قید، گرفتارى، ضمانت، وثیقه، تضمین، گروى
committal
(commitment =) ـ سرسپردگى، ارتکاب، حکم توقیف، تعهد، الزام
guarantee
ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن
commitment
سرسپردگى، ارتکاب، حکم توقیف، تعهد، الزام
seal
(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن
troth
وفا، وفادارى، پیمان، (معنى مجازى) نامزد کردن، راستى، براستى، از روى ایمان، نامزدى
promise
وعده، قول، عهد، پیمان، نوید، انتظار وعده دادن، قول دادن، پیمان بستن
engagement
نامزدى، اشتغال، مشغولیت
obligation
التزام، محظور، وظیفه
sponsorship
ضمانت، تکفل، عهده گیرى، اعانت