فرهنگ آریان‌پور

تعمیر

#۵۸٬۳۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mend

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۲

repair

تعمیر، مرمت، تعمیر کردن، جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، اصلاح

۳

mending

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۴

upkeep

نگهدارى، تعمیر، نگهدارى کردن، هزینه نگهدارى و تعمیر، مرمت

۵

overhaul

(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور

۶

renovation

باز نوساخت، تعمیر، اصلاح، نوسازى

۷

reparation

جبران غرامت، تاوان، تعمیر، عوض، اصلاح

۸

maintenance

نگهداشت، نگهدارى، تعمیر، قوت، گذران، خرجى، ابقاء

۹

instauration

تجدید، نوسازى، تعمیر، احیاء، تجدید بنا

۱۰

face lifting

جراحى و از بین بردن چین و چرک صورت، تعمیر

۱۱

rehabilitation

نوتوانى، نوسازى، توانبخشى، تجدید اسکان، احیاى شهرت یا اعتبار