تعلیم
#۵۸٬۲۷۷
tuition
(tuitional =) ـ شهریه، حق تدریس، تعلیم، تدریس، آموزانه
doctrine
افراس، افراه، عقیده، اصول، حکمت، تعلیم، گفته
teaching
(past: taught ; past participle: taught) ـ آموختن، تعلیم دادن، درس دادن، مشق دادن، معلمى یا تدریس کردن
tutelage
للگى، قیمومت، سرپرستى، تعلیم سرخانه
didactics
(pedegogy =) ـ فن تعلیم، نوآموزى، تعلیم
tuitional
(tuition =) ـ شهریه، حق تدریس، تعلیم، تدریس، آموزانه
edification
تهذیب، تهذیب اخلاق، تعلیم، تقدیس
schoolfellow
(schooling =) ـ تدریس، تعلیم، تحصیل، کسب دانش
training
قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن train
schooling
مدرسه، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، تحصیل در مدرسه، تدریس در مدرسه، مکتب علمى یا فلسفى، دسته، جماعت همفکر، جماعت، گروه، دسته ماهى، گروه پرندگان، تربیب کردن، به مدرسه فرستادن، درس دادن school
instruction
آموزش، راهنمایى، دستورالعمل، دستوره