فرهنگ آریان‌پور

تعقیب

#۵۸٬۲۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

chace

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۲

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۳

pursuit

تعقیب، پیگرد، تعاقب، حرفه، پیشه، دنبال، پیگیرى

۴

action

کنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو هاى جنگى، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ى دعوا، جریان حقوقى، تعقیب، بازى، تمرین، سهم، سهام شرکت

۵

tailing

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن tail clampdown

۶

following

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow

۷

continuation

ادامه، مداومت، تعقیب، تمدید

۸

hunt

شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر