واژههای فارسی←از اسب فرو افکندنفرهنگ آریانپوراز اسب فرو افکندن#۵٬۸۱۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unhorseاز اسب افتادن یا پیاده شدن، اسب را از گارى یا درشگه باز کردن، از جاى خود تکان دادن، جابجا کردنواژههای نزدیک در الفبااز ازادی فردی - طرفداری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز ازدواج - امتناع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز ازدواج - بیزار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز ازدواج - بیزاری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز اسارت در اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز اسب افتادن یا پیاده شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر