فرهنگ آریان‌پور

تعطیل

#۵۸٬۱۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

vacation

تعطیل، بیکارى، مرخصى، مهلت، آسودگى، مرخصى گرفتن، به تعطیل رفتن جلسه‌ و غیره‌

۲

adjournment

تعطیل موقتى، برخاست، تعویض، احاله به وقت دیگر

۳

shut down

تعطیل کردن، تعطیل شدن، بستن، بسته شدن، تعطیل

۴

shut

(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود

۵

sunday

یکشنبه، مربوط به یکشنبه، تعطیل، یکشنبه را گذراندن

۶

holiday

روزبیکارى، تعطیل، روز تعطیل، تعطیل مذهبى

۷

standstill

ایست، وقفه، تعطیل، بدون حرکت، ثابت

۸

suspension

توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش

۹

closed

محصور، مسدود، محرمانه، بسته، ممنوع الورود

۱۰

outage

قطع، قطع برق، سوراخ، راه خروج، زمان قطع برق، مدت

۱۱

closure

خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن

۱۲

stoppage

جلوگیرى، منع، بازداشت، سد، خط، ایست

۱۳

inoperative

غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر shutdown