فرهنگ آریان‌پور

تعریف کردن

#۵۸٬۱۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

define

معین کردن، تعریف کردن، معنى کردن

۲

praise

ستایش، نیایش، تحسین، پرستش، تمجید و ستایش کردن، نیایش کردن، تعریف کردن، ستودن

۳

unreel

واچرخاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن، تعریف کردن

۴

glorify

جلال دادن، تجلیل کردن، تکریم کردن، تعریف کردن (از)، ستودن، ستایش کردن

۵

recount

برشمردن، یکایک گفتن، تعریف کردن، شمارش مجدد، باز گفتن

۶

traduce

افترا زدن به، بهتان زدن به، بدنام کردن، رسوا کردن، لکه دار کردن، تعریف کردن

۷

emblazon

با نشان هاى نجابت خانوادگى آراستن، تعریف کردن