فرهنگ آریان‌پور

تعریف‌ کردن

#۵۸٬۱۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

narrate

داستانى را تعریف کردن، داستان سرایى کردن، نقالى کردن، شرح دادن

۲

sing

(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن

۳

modify

پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن

۴

commend

ستودن، ستایش کردن

۵

describe

شرح دادن، توصیف کردن، وصف کردن