فرهنگ آریانپور
تعریف کردن
#۵۸٬۱۳۳
narrate
داستانى را تعریف کردن، داستان سرایى کردن، نقالى کردن، شرح دادن
sing
(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن
modify
پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن
commend
ستودن، ستایش کردن
describe
شرح دادن، توصیف کردن، وصف کردن