فرهنگ آریانپور
تعریف بیجا کردن
#۵۸٬۱۲۳
puff
فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن
flatter
چاپلوسى کردن، تملق گفتن از