فرهنگ آریانپور
تعریف
#۵۸٬۱۱۱
definiens
تعریف، جمله تعریفى
definition
تعریف، معنى
circumscription
تعریف، محدودیت، انحصار، فضا یا محیط محدود و مشخص شده
quality
کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى
depiction
نمایش، ترسیم، نگارش، تعریف
portrayal
(معنى مجازى) تصویر، نمایش، مجسم سازى، تجسم، تعریف
compliment
تعارف، تعریف، درود، تعریف کردن از
description
تشریح، توصیف، زاب، شرح، وصف، تعریف
explanation
توضیح، تعریف، بیان، شرح، تعبیر، تفسیر
portraiture
نقاشى از صورت، پیکر نگارى، تعریف، تصویر کردن
quantification
معرفى عناصر یک جسم، تعریف، تعیین خاصیت
eulogy
ستایش، مداحى، مدح، ستایشگرى، تشویق writeup