فرهنگ آریان‌پور

تعجیل‌ کردن

#۵۸٬۰۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hie

شتاب کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتن، عجله کردن

۲

hurry

شتاب کردن، شتابیدن، عجله کردن، چاپیدن، بستوه آوردن، با شتاب انجام دادن، راندن، شتاب، عجله، دستپاچگى

۳

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور