فرهنگ آریان‌پور

تعاون

#۵۷٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

cooperation

تعاون، همدستى، همکارى، تشریک مساعى

۲

coaction

همکنش، عمل دسته جمعى، همکارى دسته جمعى، تعاون

۳

leak

رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن

۴

Turkish

ترکى، ترک