تعالی
#۵۷٬۹۳۲
eminence
(eminency =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى
eminency
(eminence =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى
sublimity
بلندى، افراشتگى، تعالى، علومقام، رفعت
ascendancy
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
ascendency
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
sublimation
تصعید، تعالى، توجه به عالم بالا و امور عالیه
high
فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز
boost
بالا بردن، زیاد کردن، ترقى، بالا رفتن، ترقى دادن، جلوبردن، بالا بردن (قیمت)، کمک کردن
sublime
برین، والا، رفیع، بلند پایه، عرشى
elevation
بلندى، جاى بلند و برآمدگى، ترفیع
excellence
شگرفى، مزیت، برترى، خوبى، تفوق، رجحان، فضیلت hallowed
transcendence
برترى، تفوق، وراروى