تظاهر
#۵۷٬۸۸۳
feint
وانمود، نمایش دروغى، تظاهر، خدعه، فریب، (علوم نظامى) حمله خدعه آمیز، وانمود کردن
fakery
وانمود، تقلب، تظاهر
display
نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه
eyewash
مایع چشم شویى، داروى چشم، تظاهر
grimace
ادا و اصول، شکلک، دهن کجى، نگاه ریایى، تظاهر
prudery
امل بودن، تظاهر، کوته فکرى
effusion
نشد، ریزش، (مجازى) اضافه، جریان به زور، تظاهر، فوران
pretence
وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا
pretense
وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا
semblance
صورت ظاهر، شباهت، قیافه، ظن قوى، تظاهر
preciosity
گرانبهایى، آداب دانى، تصنع، تظاهر
pretension
وانمود، ادعا، دعوى، خودفروشى، تظاهر، قصد
affectation
وانمود، تظاهر، ظاهرسازى، ناز، تکبر
ostentation
خود نمایى، خود فروشى، تظاهر، نمایش
make believe
وانمود، تظاهر، افسانه، قصه، متظاهر، ساختگى
front
جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن