فرهنگ آریان‌پور

تظاهر

#۵۷٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

feint

وانمود، نمایش دروغى، تظاهر، خدعه، فریب، (علوم نظامى) حمله خدعه آمیز، وانمود کردن

۲

fakery

وانمود، تقلب، تظاهر

۳

display

نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه

۴

eyewash

مایع چشم شویى، داروى چشم، تظاهر

۵

grimace

ادا و اصول، شکلک، دهن کجى، نگاه ریایى، تظاهر

۶

prudery

امل بودن، تظاهر، کوته فکرى

۷

effusion

نشد، ریزش، (مجازى) اضافه، جریان به زور، تظاهر، فوران

۸

pretence

وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا

۹

pretense

وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا

۱۰

semblance

صورت ظاهر، شباهت، قیافه، ظن قوى، تظاهر

۱۱

preciosity

گرانبهایى، آداب دانى، تصنع، تظاهر

۱۲

pretension

وانمود، ادعا، دعوى، خودفروشى، تظاهر، قصد

۱۳

affectation

وانمود، تظاهر، ظاهرسازى، ناز، تکبر

۱۴

ostentation

خود نمایى، خود فروشى، تظاهر، نمایش

۱۵

make believe

وانمود، تظاهر، افسانه، قصه، متظاهر، ساختگى

۱۶

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن