فرهنگ آریان‌پور

تطهیر کردن

#۵۷٬۸۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

expurgate

تطهیر کردن، حذف کردن، تصفیه ى اخلاقى کردن

۲

purge

پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه

۳

scour

پاک کردن، شستن، صابون زدن، صیقلى کردن، تطهیر کردن، پرداخت کردن، زدودن، تکاپو کردن، جستجو کردن

۴

cleanse

(به معانى clean مراجعه شود) ـ پاک کردن، تمیز کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن

۵

sancify

تقدیس کردن، براى امر مقدسى تخصیص دادن، تطهیر کردن، پاک کردن، مقدس شمردن

۶

exorcise

اخراج کردن (ارواح پلید)، تطهیر کردن، دفع کردن

۷

lustrate

پاک کردن، تطهیر کردن

۸

sanctify

تقدیس کردن، تطهیر کردن، (ازگناه) پاک کردن، تخصیص دادن، تصدیق کردن

۹

purify

پاک کردن، تصفیه کردن، پالودن