فرهنگ آریانپور
تطهیر کردن
#۵۷٬۸۷۶
expurgate
تطهیر کردن، حذف کردن، تصفیه ى اخلاقى کردن
purge
پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
scour
پاک کردن، شستن، صابون زدن، صیقلى کردن، تطهیر کردن، پرداخت کردن، زدودن، تکاپو کردن، جستجو کردن
cleanse
(به معانى clean مراجعه شود) ـ پاک کردن، تمیز کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن
sancify
تقدیس کردن، براى امر مقدسى تخصیص دادن، تطهیر کردن، پاک کردن، مقدس شمردن
exorcise
اخراج کردن (ارواح پلید)، تطهیر کردن، دفع کردن
lustrate
پاک کردن، تطهیر کردن
sanctify
تقدیس کردن، تطهیر کردن، (ازگناه) پاک کردن، تخصیص دادن، تصدیق کردن
purify
پاک کردن، تصفیه کردن، پالودن