واژههای فارسی←تصویرگریفرهنگ آریانپورتصویرگری#۵۷٬۷۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱depictionنمایش، ترسیم، نگارش، تعریف۲representationنمایش، نمایندگى، تمثال، نماینده، ارائهواژههای نزدیک در الفباتصویر یا پنجره یا در لولا دار تاشومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر یا شکل لرزان - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر یا نوشته روی ابریشممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر یانقش برجسته نمامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر یک رنگ طیف نمای خورشیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویرسازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر