واژههای فارسی←تصویر تلویزیونیفرهنگ آریانپورتصویر تلویزیونی#۵۷٬۷۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱pictureتصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردنواژههای نزدیک در الفباتصویر برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر بزرگ نما شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر بساویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر بعدی چیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر بودامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتصویر بی حاشیهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر