تصویب کردن
#۵۷٬۶۹۰
approve
تصویب کردن، موافقت کردن (با)، آزمایش کردن، پسند کردن، روا داشتن
approbate
تصویب کردن، پسندیدن، موافقت کردن
subscribe
تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، آبونه شدن، متعهد شدن، تقبل کردن
ok
(okay =) ـ صحیح است، خوب، بسیار خوب، تصویب کردن، موافقت کردن، اجازه، تصویب
okay
(ok =) ـ صحیح است، خوب، بسیار خوب، تصویب کردن، موافقت کردن، اجازه، تصویب
pass
گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن
allow
رخصت دادن، اجازه دادن، ستودن، پسندیدن، تصویب کردن، روا دانستن، پذیرفتن، اعطاء کردن
ratify
بتصویب رساندن، تصویب کردن
resolute
صاحب عزم، ثابت قدم، پا بر جا، مصمم، ثابت، تصویب کردن
authorize
اجازه دادن، اختیار دادن، تصویب کردن
homologate
موافقت کردن، تصدیق کردن، تصویب کردن