فرهنگ آریان‌پور

تصویب کردن

#۵۷٬۶۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

approve

تصویب کردن، موافقت کردن (با)، آزمایش کردن، پسند کردن، روا داشتن

۲

approbate

تصویب کردن، پسندیدن، موافقت کردن

۳

subscribe

تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، آبونه شدن، متعهد شدن، تقبل کردن

۴

ok

(okay =) ـ صحیح است، خوب، بسیار خوب، تصویب کردن، موافقت کردن، اجازه، تصویب

۵

okay

(ok =) ـ صحیح است، خوب، بسیار خوب، تصویب کردن، موافقت کردن، اجازه، تصویب

۶

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۷

allow

رخصت دادن، اجازه دادن، ستودن، پسندیدن، تصویب کردن، روا دانستن، پذیرفتن، اعطاء کردن

۸

ratify

بتصویب رساندن، تصویب کردن

۹

resolute

صاحب عزم، ثابت قدم، پا بر جا، مصمم، ثابت، تصویب کردن

۱۰

authorize

اجازه دادن، اختیار دادن، تصویب کردن

۱۱

homologate

موافقت کردن، تصدیق کردن، تصویب کردن