فرهنگ آریان‌پور

تصویب‌ کردن

#۵۷٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

approve

تصویب کردن، موافقت کردن (با)، آزمایش کردن، پسند کردن، روا داشتن

۲

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۳

enact

به صورت قانون درآوردن، وضع کردن (قانون) تصویب کردن، نمایش دادن

۴

ratify

بتصویب رساندن، تصویب کردن

۵

authorize

اجازه دادن، اختیار دادن، تصویب کردن

۶

adopt

قبول کردن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن، تعمید دادن، نام گذاردن (هنگام تعمید)، در میان خود پذیرفتن، به فرزندى پذیرفتن

۷

affirm

اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن

۸

confirm

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن

۹

resolve

رفع کردن، مقرر داشتن، تصمیم گرفتن، راى دادن