فرهنگ آریان‌پور

تصور کردن

#۵۷٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ween

تصور کردن، بر آن (عقیده) بودن، فکر کردن

۲

ideate

تصور کردن، فکر کردن، خیال کردن

۳

coneive

تصور کردن، پنداشتن، آبستن شدن، درک کردن، دیدن، ایجاد کردن

۴

imagine

تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن

۵

conceive

تصور کردن، بار گرفتن، بستن شدن، حمل گفتن

۶

wis

پنداشتن، گمان کردن، تصور کردن، فرض کردن

۷

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۸

trow

اندیشه کردن، تصور کردن

۹

fancy

خیال، وهم، تصور، قوه مخیله، هوس، تجملى، تفننى، علاقه داشتن به، تصور کردن

۱۰

visualize

تجسم کردن، تصور کردن، در پیش چشم نمودار کردن، متصور ساختن

۱۱

expect

چشم داشتن، انتظار داشتن، منتظر بودن، حامله بودن

۱۲

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۱۳

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن

۱۴

presume

فرض کردن، مسلم دانستن، احتمال کلى دادن، فضولى کردن

۱۵

envisage

رو به رو شدن، مواجه شدن با، در نظر داشتن، انتظار داشتن، درذهن مجسم کردن

۱۶

envision

خیال بافى کردن، رویایى بودن، دررویا دیدن