فرهنگ آریانپور
تصنیف کردن
#۵۷٬۶۵۱
make
(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه
indite
انشاء کردن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن، نوشتن
compose
سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن