فرهنگ آریان‌پور

تصنیف‌ کردن

#۵۷٬۶۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

author

منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن

۲

compose

سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن

۳

write

(past: wrote ; past participle: written) ـ نوشتن، تالیف کردن، انشا کردن، تحریر کردن