فرهنگ آریانپور
تصنیف کردن
#۵۷٬۶۵۰
author
منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن
compose
سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن
write
(past: wrote ; past participle: written) ـ نوشتن، تالیف کردن، انشا کردن، تحریر کردن