فرهنگ آریان‌پور

تصنعی

#۵۷٬۶۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dummy

ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک

۲

mannered

داراى سبک یا رفتار بخصوص، تصنعى

۳

sophisticated

خبره و ماهر، مشگل و پیچیده، درسطح بالا، مصنوعى، غیر طبیعى، تصنعى، سوفسطایى

۴

put on

(pretended , assumed =) ـ تصنعى، وانمود شده، تحمیل کردن، گذاردن، صرف کردن، به خود بستن، وانمود کردن، به کار انداختن، اعمال کردن، به کار گماردن، افزودن، انجام دادن، دست انداختن

۵

self imposed

برخود تحمیل شده، به خود بسته، تصنعى

۶

airy

هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما

۷

plummy

آلودار، گوجه دار، بسیار خوب، عالى

۸

stilted

داراى چوب پا، با آب و تاب، (مجازى) باشکوه، قلنبه

۹

affected

ساختگى، آمیخته با ناز و تکبر، تحت تاثیر واقع شده

۱۰

strained

صاف کرده، پالوده، فشرده، کشاورده، کشدار، اجبارى

۱۱

contrived

تعبیه کردن، طرح ریزى کردن، تدبیر کردن

۱۲

unnatural

غیر طبیعى، بر خلاف اصول طبیعت، ناسرشت

۱۳

artificial

ساختگى، مصنوعى، بدلى

۱۴

factitious

(factitive =) ـ ساختگى، مصنوعى، صورى، غیر طبیعى، دروغى، وانمود کننده، بهانه کننده

۱۵

histrionic

مربوط به نمایش