تصمیم
#۵۷٬۶۰۶
avow
نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، تعیین، عزم، تصمیم، نذر کردن، قسم خوردن، وقف کردن
canon
(canyon =) ـ تصویبنامه، تصمیم، حکم، قانون کلى، قانون شرع، مجموعه کتب، قانون گزارى کردن، دره عمیق و باریک
pluck
شهامت، شجاعت، تصمیم، دل و جرات، انقباض، کندن، چیدن، کشیدن، به صدا درآوردن، گلچین کردن، لخت کردن، ناگهان کشیدن
decision
عزم، تصمیم، حکم دادگاه، داورى
willpower
عزم راسخ، تصمیم جدى، نیروى اراده
resolution
تفکیک پذیرى، دقت، تصمیم، رفع، تحلیل، تجزیه، حل، نتیجه، ثبات قدم، عزم، قصد، نیت، تصویب
determination
تعیین، عزم، تصمیم، قصد
will
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم "
ruling
قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش rule
intent
نیت، قصد، مرام، مفاد، معنى، منظور، مصمم
purpose
منظور، مقصود، عمد، قصد، عزم، هدف، پیشنهاد، در نظر داشتن، قصد داشتن، پیشنهاد کردن، نیت
volition
خواست، اراده، از روى قصد و رضا، از روى اراده