فرهنگ آریانپور
تصفیه کردن
#۵۷٬۵۸۶
filter
صافى، پالونه، آب صاف کردن، تصفیه کردن، پالودن، صاف کردن، چیزى که بعضى پرتوها از آن مى گذرند ولى حایل پرتو هاى دیگر است
purify
پاک کردن، تصفیه کردن، پالودن
refine
پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن
sublimate
(sublime =) ـ تصفیه کردن، پاک کردن، تصعید کردن، متعال کردن، بالا بردن، متصاعد کردن، منزه، متعال
test
آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن
purge
پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
clarify
روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن