فرهنگ آریان‌پور

تصفیه

#۵۷٬۵۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

purgation

تصفیه، تطهیر، پالایش، تنقیه، برائت، پاکسازى

۲

purge

پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه

۳

catharsis

(purgation =) ـ (pl. catharses) ـ روانپاکسازى، تصفیه، تطهیر، تصفیه و تزکیه نفس به وسیله هنر

۴

filtration

از صافى گذراندن، تصفیه، پالایش

۵

settlement

واریز، تصفیه، تسویه، پرداخت، توافق، ته نشینى، مسکن، کلنى، زیست گاه

۶

arrangement

ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه

۷

infiltration

نفوذ، تصفیه

۸

administration

اداره ى کل، حکومت، اجرا، الغاء، سوگند دادن، (حقوق) تصفیه، وصایت، تقسیمات جزء وزارتخانه ها در شهرها، فرمدارى

۹

clean up

عمل تمیز کردن و پاک کردن، تصفیه

۱۰

refinement

پالایش، تهذیب، تزکیه، پالودگى

۱۱

liquidation

تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى

۱۲

purification

تطهیر، پالایش، خالص سازى، تخلیص، شستشو