فرهنگ آریانپور
تصفیه
#۵۷٬۵۷۱
purgation
تصفیه، تطهیر، پالایش، تنقیه، برائت، پاکسازى
purge
پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
catharsis
(purgation =) ـ (pl. catharses) ـ روانپاکسازى، تصفیه، تطهیر، تصفیه و تزکیه نفس به وسیله هنر
filtration
از صافى گذراندن، تصفیه، پالایش
settlement
واریز، تصفیه، تسویه، پرداخت، توافق، ته نشینى، مسکن، کلنى، زیست گاه
arrangement
ترتیب، نظم، قرار، (تهیه) مقدمات، تصفیه
infiltration
نفوذ، تصفیه
administration
اداره ى کل، حکومت، اجرا، الغاء، سوگند دادن، (حقوق) تصفیه، وصایت، تقسیمات جزء وزارتخانه ها در شهرها، فرمدارى
clean up
عمل تمیز کردن و پاک کردن، تصفیه
refinement
پالایش، تهذیب، تزکیه، پالودگى
liquidation
تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى
purification
تطهیر، پالایش، خالص سازى، تخلیص، شستشو