فرهنگ آریان‌پور

تصریح‌ کردن

#۵۷٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

affirm

اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن

۲

specify

تبیین کردن، مشخص کردن، تعیین کردن، معین کردن، معلوم کردن، جنبه خاصى قائل شدن براى، ذکر کردن، مخصوصاً نام بردن، تصریح کردن

۳

declare

اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن

۴

provide

تهیه کردن، مقرر داشتن، تدارک دیدن، آماده کردن، تهیه دیدن، وسیله فراهم کردن، میسر ساختن، تامین کردن توشه دادن

۵

condition

شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن