فرهنگ آریانپور
تصریح کردن
#۵۷٬۵۵۵
affirm
اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن
specify
تبیین کردن، مشخص کردن، تعیین کردن، معین کردن، معلوم کردن، جنبه خاصى قائل شدن براى، ذکر کردن، مخصوصاً نام بردن، تصریح کردن
declare
اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن
provide
تهیه کردن، مقرر داشتن، تدارک دیدن، آماده کردن، تهیه دیدن، وسیله فراهم کردن، میسر ساختن، تامین کردن توشه دادن
condition
شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگى، مقید کردن، شرط نمودن