فرهنگ آریان‌پور

تصدیق‌ کردن

#۵۷٬۵۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

certify

تصدیق کردن، صحت و سقم چیزى را معلوم کردن، شهادت کتبى دادن، مطمئن کردن، تضمین کردن، گواهى کردن

۲

concede

واگذار کردن، دادن، تصدیق کردن

۳

confirm

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن

۴

acknowledge

قدردانى کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن، وصول نامه اى را اشعار داشتن

۵

authenticate

اعتبار دادن، سندیت یا رسمیت دادن، تصدیق کردن

۶

seal

(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن

۷

allow

رخصت دادن، اجازه دادن، ستودن، پسندیدن، تصویب کردن، روا دانستن، پذیرفتن، اعطاء کردن

۸

vouch

ضمانت کردن، اطمینان دادن، تائید کردن

۹

accept

پذیرفتن، قبول شدن، پسندیدن، قبول کردن

۱۰

attest

شهادت دادن، سوگند یاد کردن، تصدیق امضاء کردن

۱۱

concur

موافقت کردن، هم راى بودن، دمساز شدن

۱۲

sanction

فرمان، فتواى کلیسایى، سوگند، تصویب، جواز، تائید رسمى، داراى مجوز قانونى دانستن، ضمانت اجرایى معین کردن، ضمانت اجرایى قانون