فرهنگ آریان‌پور

تصدیق کردن

#۵۷٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

certify

تصدیق کردن، صحت و سقم چیزى را معلوم کردن، شهادت کتبى دادن، مطمئن کردن، تضمین کردن، گواهى کردن

۲

aver

از روى یقین گفتن، به طور قطع اظهار داشتن، اثبات کردن، تصدیق کردن، بحق دانستن

۳

admit

پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن

۴

grant

اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن

۵

affirm

اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن

۶

concede

واگذار کردن، دادن، تصدیق کردن

۷

confirm

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن

۸

justify

توجیه کردن هم تراز شدن، حق دادن (به)، تصدیق کردن، ذیحق دانستن، توجیه کردن

۹

testify

گواهى دادن، شهادت دادن، تصدیق کردن

۱۰

sanctify

تقدیس کردن، تطهیر کردن، (ازگناه) پاک کردن، تخصیص دادن، تصدیق کردن

۱۱

establish

تاسیس کردن، دایر کردن، بنا نهادن، برپا کردن، ساختن، برقرار کردن، تصدیق کردن، تصفیه کردن، کسى را به مقامى گماردن، شهرت یا مقامى کسب کردن

۱۲

recognize

تشخیص دادن، شناختن، برسمیت شناختن، تصدیق کردن، بازشناختن

۱۳

subscribe

تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، آبونه شدن، متعهد شدن، تقبل کردن

۱۴

homologate

موافقت کردن، تصدیق کردن، تصویب کردن

۱۵

acknowledge

قدردانى کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن، وصول نامه اى را اشعار داشتن

۱۶

authenticate

اعتبار دادن، سندیت یا رسمیت دادن، تصدیق کردن

۱۷

rubber stamp

مهر لاستیکى، با مهر لاستیکى مهر کردن، تصدیق کردن