فرهنگ آریانپور
تصدیق - قابل -
#۵۷٬۴۹۸
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
admissible
قابل قبول، قابل تصدیق، پذیرفتنى، روا، مجاز
certifiable
قابل تصدیق، قابل تائید